آرشیف
سایتهای دوستان
آمار سایت

 

 

افتتاح پروژه کشت زعفران در پروان

پروژه کشت زعفران در ولایت پروان از طرف ریاست امور زنان افتتاح شده که تطبیق کننده آن موسسه هماهنگ کننده افغان زعفران بوده و پروژه را نیز پی آر تی تمویل می کند.

در محفلی که به همین منظور در روز چهارشنبه در چاریکار مرکز ولایت پروان راه اندازی شده بود، بیش از سیصد زن از نهادهای مختلف اشتراک داشتند.

بشیر احمد رشیدی، مسئول موسسه هماهنگ کننده افغان زعفران می گوید این برنامه برای شش ماه می باشد که در روز چهارشنبه رسما آغاز گردید.

وی افزود که آنان این برنامه را به صورت آزمایشی در ولسوالی های سید خیل و مرکز پروان در 25 جریب زمین برای 25 زن آغاز کرده اند.

زرین، مسئول بانوان زراعت پیشه ولایت پروان می گوید که زعفران به طلای سرخ مشهور بوده و باعث تقویت اقتصاد مردم می شود.

 

ازهفته شهید و هشتمین سالروز شهادت احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور ياد بود بعمل آمد

image

ازهفته شهید و هشتمین سالروز شهادت احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور ا مروز با اشتراک رهبران جهادی،اراکین بلند پایه دولتی و جمعي از باشنده گان شهرکابل در خیمه لویه جرگه یادبود به عمل آمد.

به گزارش آژانس باختر، درین محفل سخنرانان روی ابعاد زنده گی و کار نامه های مسعود در دروان جهاد و مقاومت سخن گفتند. سترجنرال عبد الرحیم وردگ وزیر دفاع ملی طی سخنرانی مسعود رامشعل دار راه آزادی و آزاده گی در کشور دانسته گفت، مسعود وسایر شهدای جهاد و مقاومت کسانی بودند که با جانبازی بیرق آزادی را برافراشته نگهداشتند وهرگزکلمه تسلیمی درقاموس شان نبود. سپس احمد ضیاء مسعود، معاون رئیس اول جمهور جانبازی های مجاهدین را در زمان جهاد و مقاومت نشانه ای از وطن دوستی آنان عنوان کرد. معاون رئیس جمهور، مسعود را شخصیت هدفمند، عنوان کرده گفت، هدف اساسی وآرزويش همانا رفاه و آزادی مردم افغانستان از سلطه بیگانگان بود. احمد ضياء مسعود، ایجاد یک حکومت مردمی از طریق انتخابات آزاد را از آرزوهای دیرینه برادرش عنوان کرد واظهار امید واری کرد که نتایج انتخابات ریاست جمهوری به نفع صلح درکشور باشد. احمد ولی مسعود، رئیس بنیاد شهید احمد شاه مسعود درین محفل طی سخنرانی ، قهرمان ملی را یک شخصیت مردمی دانست که تا آخر عمر درخط حق و عدالت خواهی باقی ماند. درین محفل استاد برهان الدین ربانی، مسعود را مظهرصلح خواهی و عدالت اجتماعی عنوان کرد. استاد عبد الرب رسول سیاف نیز از جمله سخنرانان این محفل بود. وی درباره سجایای نیکوی مسعود و جانبازی اش در مقابل ظلم، استعمار و استکبار صحبت کرد. پروفیسور صبغت الله مجددی رئیس مشرانو جرگه نیز در سخرانی کارنامه های دادخواهانه مسعود را سرمشقی برای آزادی خواهان خواند. حاجی محمد محقق یکی دیگر از سخنرانان این محفل بود، وی احمد شاه مسعود را شخصیت آگاه، مبارز نستوه با عزت نفس و غرور اسلامی دانست که به گفته وی در مقابل هیچ خارجی سرخم نکرد. احمد شاه مسعود بعد ازسالها جهاد و مقاومت در برابر استعمار گران خارجی و استبداد، در هجدهم ماه سنبله سال 1380 براثر حمله انتحاری توسط دو فردی که خودرا خبر نگار یک تلویزیون عربی معرفی کرده بودند، به شهادت رسید. طبق گزارشات خبرنگاران آژانس باختراز هفته شهید درمرکز وولسوالی های برخی از ولایات کشور با تدویرگرد همائی ها و محافل ختم قرآن مجید يادبود بعمل آمد. در این گرد همائی ها که به اشتراک مسوولین دولتی و مردم دایرشده بود، سخنرانان در مورد جهاد و جانبازی های مجاهدین افغان درمقابل تهاجم بیگانگان صحبت نموده وخشنودی ارواح ایشانرا از بارگاه خداوند بزرگ استد عا نمودند

احمد شاه مسعود مبارز معتقد، مستقل و بیگانه ستیز

به مناسبت هشتمین سالروز عروج ملکوتی شهید مسعوداحمد شاه مسعود مبارز معتقد، مستقل و بیگانه ستیز

زندگی سراسر افتخار احمد شاه مسعود، سیدالشهدای انقلاب اسلامی افغانستان، ابعاد گوناگونی دارد که یک بعد روشن کارنامه های این مبارز معتقد، بیگانه ستیزی اوست.غرور ملی این شخصیت چندین بعدی در درازنای مبارزه‌ي تابناک و خط دهنده اش، اجازه نداده است و اجازه نخواهد داد تا بیگانگان از هر تبار، آیین و پکتی، راه مستقیم و آرمان والای او را خدشه دار سازند.

    مسعود به مثابه‌ي یک جوان مسلمان، از همان روزهای نخستین مبارزه اش که پرچم عصیان در برابر رژیم داود راکه آن را «بیگانه پرور» می دانست و همچنان در طول دوران مبارزات گرمش با ارتش سرخ و مزدوران آن  و تا آخرین روزهای که رهبری مقاومت ملی را بر دوش داشت و برضد پاکستانی ها و نوکران آن، طالبان و القاعده می رزمید، جوهر بیگانه ستیزی اش را حفظ کرد.

مسعود در فرجامین سال های مبارزه‌ي هدفمندش، فصیح و شمرده، تصریح نموده بود که: «من مزدور هیچکس نیستم و از طرف هیچکس مبازره نمی کنم و بدون مراجعه به احدی تصمیم می گیرم، این مردم ما بودند و هستند که در مورد جنگ و صلح تصمیم می گیرند.»

    مسعود کبیر و مستقل اندیش، باور داشت که با خارجیان چون طرف مساوی بایست برخورد صورت گیرد ودر مسايل اختلافی میان کشورها، به سود هیچکدام موضع گیری نکند. او این آرمان اش را طور مشخص در مورد تقاضا های بی مورد پاکستان که می خواست باج میزبانی اش از مهاجرین افغان را، از دولت نوپا و جوان مجاهدین در کابل بگیرد و حتا ساده لوحانه تقاضای بسته شدن سفارت هند را در کابل نموده بود، با تداعی آن پیشنهاد ساده لوحانه، استقلالیت خود را چنین بازتاب می دهد:

«پاکستان در مقابله با هند، به زعم خودش، با بلند پروازی هایکه جنرالان نظامی آن دارند، چیزی بالاتر از دوستی از ما توقع دارند. اگر درخواست پاکستان، تنها دوستی ملت افغانستان می بود، اصلاً پرابلمی وجود نمی داشت.»

    مسعود کبیر که از ژرفای نیات شوم پاکستانی ها آگهی داشت، از آن چنین پرده برداری می کند: «پاکستان می خواهد یک حکومت مزدور داشته باشد و این مساله را من بارها به پاکستانی ها، در ملاقات های خود گفته ام که از ما افغان ها، آرزوی «غلام شدن» را نداشته باشید، ما می توانیم بشما پاکستانی ها بهترین دوست باشیم. منفعت شما در دوستی ماست. اما اگر خواسته باشید که نه، اینجا غلامی پیدامی کنیم، این خیال است و محال است و جنون.»

    استقلالیت مسعود، پدیده ای نیست که پس از تشکیل حکومت مجاهدین در کابل، آنرا به نمایش می گذارد، بلکه این استقلالیت، جزء جبلت او در طول مبارزه اش بوده است.

سندیگال ژورنالیست انگلیس که بارها با مسعود، دیدار کرده است و در کتابش « همسفری ها با مجاهدین» که نمونه از کارهای او در ارتباط مساله افغانستان، به ویژه مسعود است، و قتیکه در سال 1365 خورشیدی با مسعود، دیدار می کند، مسعود با طبیعت کنجکاوی که داشت از سندیگال راجع به جنرال ضیاءالحق و جنرال اختر عبدالرحمن می پرسید، سندیگال از دیدارش با جنرال ضیاء الحق رهبر نظامی پاکستان تذکر داده و یادآور می شود که پاکستانی ها مايل هستند به شما کمک کنند و می خواستند از نقشه های شما اطلاع داشته باشند. در اینجا احساس ملی همیشه گی مسعود، برجسته میشود و می گوید:

«اما من جزئیات عملیات هایم را برای آنها – پاکستانی ها – نخواهم فرستاد، آن ها در عوض ارسال اسلحه برایمان، جزئیات عملیات های مرا خواسته اند و اما من هرگز این کار را نخواهم کرد. ما پیشاپیش به کسی نمی گوییم که نقشه های مان چیست.»

بلی! مسعود به مثابه یک فرمانده داهی و مردی که عالمانه بیش از دو دهه جنگ آزادی خواهی و استقلال طلبی را در افغانستان رهبری نموده بود، معلومات نسبتاً کاملی از آرایش نظامی کشورهای همسایه و جهان داشت و وضع نیروهای زیر فرمانش را با امکانات نظامی محدود شان می دانست. ولی همان بیگانه ستیزی، استقلالیت و آزادی خواهی و آزاد اندیشی او بود که با دشمن خارجی، ارتش سرخ بود یا اردوی پاکستان و یا مزدوران هردو، مصاف داد و در عین حال باور ژرف به پیروزی داشت، زیرا او راهی راکه در آن گام نهده بود، برحق می دانست و خودش تصریح کرده بود که:

«در جنگ کسانی که از وطن خود دفاع می کنند، همیشه حق بجانب هستند.»

    مسعود این بیگانه ستیزی را از دساتیر والای دینش که آزادی و آزاد زیستن را به پیروانش به ارمغان آورد، فراگرفته بود. او می دانست که حسن فرزند علی و نوهء پیامبر علیهم السلام، زندگی را عقیده و جهاد در راه عقیده خوانده است. او می دانست که خلیفه دادگستر عمر فرزند خطاب رضی الله عنه، قرن ها پيش همه بهره کشان، استعمار گران و زور گویان تاریخ را مورد خطاب قرار داده و فرموده است:

« متی استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احراراً» از چه وقت مردم را به بردگی گرفته اید، درحالی که مادران شان آن ها را آزاده به دنیا آورده اند.»

وهمین باور راستین بود، زمانی که از انگیزهء جنگ ها و آرمانی که در سرداشت پرسیده شد، قاطعانه پاسخ داد:,, من به خاطری اسلام، این دین انسان ساز، به خاطری صلح وآزادی، به خاطری رهایی انسان از چنگال استعمار به هرشکلی که باشد، جنگیدم ومی جنگم.

    باور و اعتقاد راستین مسعود به راه مستقیمینش، توأم با بیگانه ستیزی اش، با سلول سلول مبارک او خلط و عجین بود، از جمله داکتر نجیب الله در دورانی که ريیس خاد رژیم وابسته به مسکو بود، طی نامه ای به مسعود عزیز اخطار داده بود که: « این بار حمله، بسیار خطرناک است، حالا وقت داری، تصمیمت را بگیر!»

مسعود معتقد، باور قلبی اش را چنین بیان نموده بود:

«ما خدا را داریم و برای این کار ساخته شده ایم و هیچگونه تشویش هم نداریم.»

مسعود در برابر نامه‌ي یک جنرال روسی که او را به جنگ خطرناکی تهدید می کرد، بازهم باور راستین خویش را با صلابت یک مجاهد، چنین بیان نموده بود:

« ما خدا را داریم و از این حرف ها هیچ تشویشی نداریم و علاقمند هستیم که توان شما را ببینیم، چون تاکنون در اردوی شما چیزی ندیده ایم.»

    مسعود بزرگ فشار های گوناگونی را به خاطر این استقلالیت، نه تنها در دوران حکومت نوپا و جوان مجاهدین در کابل، متحمل گردید، بلکه عوامل بی توجهی، جهات کمک دهنده را به جبهات زیر فرمانش در همان دوران جهاد لمس کرده بود، او در سال 1368 خورشیدی در این مورد گفته است:

«دلیل کم توجهی منابع کمک دهنده این است که همیش کوشش کردیم و هدف ما این بوده که ما خود حاکم به سرنوشت خود باشیم و کارهای خود را، خود در دست داشته باشیم و کمتر حرف و گپی از بیرون بشنویم.»

مسعود بزرگ این طرز دیدش را چنین مدلل می کند که:

«چراکه ما وطن خود را بهتر می شناسیم و خود بهتر می فهمیم که در داخل افغانستان چه کار سودمند است، چه کار سودمند نیست، چه باید بکنیم، چه باید نکنیم و کسانی که در بیرون هستند، آن ها اصلاً افغانستان را به آن شکل نشناختند و نمی فهمند که چه باید شود و چه باید نشود.»

مسعود در ادامه به بعدی از استراتیژی مبارزه اش چنین روشنی می افگند:

«... مگر هیچ وقت طرفدار وابستگی نبوده و نمی خواهیم که وابسته شویم، لذا نگرفتن کمک را بهتر می دانیم ازاینکه وابسته به یکی از مراکز شویم.»

    مسعود این قامت استوار داعیه‌ي برحق افغانستان آزاد و مستقل که طبیعت استقلال خواهی مردمش را به دلیل زندگی در میان توده های محروم و تماس با اقشار و اصناف گوناگون ملت به تجربه گرفته بود، این خصلت آزادگی مردمش را چنین بیان کرده است:

« یقیناً مردم افغانستان زیر بار نمی روند، سیطره‌ي هیچ کشوری را قبول ندارند و من هم تا کشوری آزاد نداشته باشم، مقاومت خواهم کرد.»

    و باری از او پرسیده شد تا کی می جنگد، مصممانه پاسخی ارايه داشت که شاید هزاران بار با خود زمزمه نموده بود، یعنی: «تارسیدن به قلهء آزادی، تا رسیدن به یک کشور آباد و آزاد.»

    مسعود کبیر با داشتن این اندیشه های والا و مستقلانه، زندگی سراسر افتخارش را وقف خدمت به میهن نمود و تا حیات داشت، در سنگر دفاع از افغانستان مستقل قرار داشت و از آن حراست و پاسداری نمود و حالا رسالت دوستداران اوست که راه آن مبارز معتقد مستقل و بیگانه ستیز را ادامه دهند واین جمله او راکه در پایان یک جنگ با دشمن، گفته است، به حافظه بسپارند که من آن را به عنوان حسن ختام در پایان این مقاله تسجیل می نمایم و آن اینکه:

«شاید این آخرین نبرد بوده باشد! ولی من مرگ را بر تسلیم شدن و زندگی زیر سلطه‌ي دیگران، ترجیح می دهم.»

 

منبع: روزنامه ماندگار

فضل الرحمن فاضل



این سایت مربوط به تمام افغانها می باشد. طرح و دیزاین سایت سیدخواجه ایشانی
    © 2009 afghanishani.com