معجزه خداوند (ج) به دنيا و مردم دنيا..... |
در کشور داغستان در يک خانواده مسلمان طفل بدنيا آمده است که بدن اورا در 40 درجه گرمي قرار دهيد آيات قرآني در تمام بدن وي آشکار ميگردد و آهسته آهسته نا پديد ميشود و ديگر آيات مي آيد اين خبر وقتي هويدا شد که پدر طفل بعداز 9 ماه گي طفل شاهد اين آيت در بدن طفل اش شد ،خطيب مسجد داغستان نام اورا علي گذاشته است ، و اين خبر در تمام شبکه هاي تلويزيوني و راديويي روسيه و سايت هاي انترنيتي پخش گرديده است.
برای معلومات بیشتر در مورد به سایت های اینترنتی روسیه مراجعه گرده میتوانیدhttp://www.benawa.com./fullstory.php?id=29997 http://www.vesti.ru/videos?vid=246386 http://www.youtube.com/watch?v=ngpvbYoq3kU تهيه : انجنیر غلام محمد غبار
|
جناب مسعود خليلي |
سم الله الرحمن الرحيم. |
دامنه ایشان صاحب استالف شمالی |
|
عبدالستار مراد: من شديداً مخالف موقف بي مسؤوليت و تك تازي هستم |
عبدالستار مراد، در دهكدۀ ميان شاخ در ولايت پروان زاده شده است. او دورۀ ابتدايي مكتب را در زادگاهش به پايان رسانيده و بعداً رهسپار مكتب
نظامي شده و تعليمات بكلورياي خود را در آموزشگاه نظامي به پايان رسانيده است. آقاي مراد بخاطر ادامه تحصيلات خويش به كشور هندوستان رفتند و در آنجا در بخش نظامي تحصيل كردند. مراد بعد از ختم تحصيلات خويش از كشور هندوستان به پاكستان آمده و در آنجا به صفوف مجاهدين پيوست، وي در دوران جهاد بعداز مدتي به آمريكا كوچيد و در آنجا تحصيلات ماستري خويش را به پايان رسانيد. ايشان بعد از اينكه دورۀ ماستري را تمام كرد دوباره به صف جهاد پيوست. او در پاكستان دانشگاه نظامي را ايجاد كرد كه در آن مجاهدين آموزش هاي نظامي ميديدند. آقاي مراد ميگويد، يكي از بزرگ ترين كمبود مجاهدين در آن وقت نداشتن مركز تعليمي نظامي بود، كه دشمنان از اين كمبود استفاده ميكردند و بار بار به مجاهدين تلفات زيادي را وارد ميكردند، به همين خاطر من در صدد آن شدم تا دانشگاه نظامي را راه اندازي نمايم. عبدالستار مراد در دوران مقاومت به حيث سفير افغانستان در كشور بنگلديش ايفاي وظيفه ميكرد. بعد از ايجاد ادارۀ موقت، وي به حيث والي كاپيسا ايفاي وظيفه ميكرد، تا اينكه به خاطر يك مصاحبه در نشريه نيوز ويك و نقد برنامه هاي رهبر حكومت از وظيفه اش سبك دوش شد. عبدالستار مراد فعلاًًًً مصروف كار هاي شخصي و سكتور خصوصي است. او ميگويد تا وقتي كه حكومت افغانستان، طرح و برنامه مشخص نداشته باشد، با حكومت كار نخواهد كرد. در رابطه به دانشكده نظامي كه در پاكستان براي جمعيت اسلامي ساخته بوديد بيشتر بگويد، كه چگونه سيستم تدريس وفعاليت در اين مركز داشتيد؟ در سال 1359 خورشيدي وقتي از هندوستان به پشاور آمدم، درآنجا متوجه شدم كه بزرگترين كمبود مجاهدين نداشتن يك مرجع تعليمي در عرصه نظامي بود، اين باعث شده بود، كه روسها از اين فقدان استفاده نمايند و مجاهدين را در هر گوشه و كنار به كمين بيندازند و تلفات سنگين را به مجاهدين وارد مي كردند. ما جمعاً پنج نفر بوديم كه از بخش نظامي كشور هندوستان فارغ شده و به پشاور آمده بوديم. استاد رباني از ما تقاضا كرد كه دانشگاه نظامي را بسازيم و به تعليمات و تمرينات مجاهدين آغاز به فعاليت نمايم. و اولين دانشگاه نظامي را بنام "دانشگاه حضرت علي" در پشاور بنياد گذاشتيم، اين نهاد آموزشي به صورت مستقيم از طرف استاد رباني تمويل ميشد. و اين نهاد توانست كه براي مجاهدين بسيار مفيد واقع شود و در كوتاه مدت، افراد بسياري از اين مرجع تكنيك هاي مبارزه را آموختند كه بعداً در عرصه محاربه، چهرۀ هاي سرشناسي بودند. گفته مي شود در دوران مقاومت شما كمتر در صحنه حضور داشتيد به چه دليلي؟ در دوران مقاومت سفير افغانستان در كشور ماليزيا بودم و در آنجا با تمام نيروي خود از دست آوردها و فداكاري هاي مقاومت گران دفاع ميكردم، كه اين خود، به نظرم حضور و سهم داشتن را در مقاومت نشان ميداد. من در آنجا هميشه از محروميت و مظلوميت مردم كشور فرياد ميكردم و اين قضيه را به گوش جهانيان ميرسانيدم، اينكه حضور ظاهري در صحنه نداشتم بدين معني نبود كه با مقاومت همكاري نداشتم، من با رهبران و سران مجاهدين در تماس بودم در تماس و هماهنگي با آنها برنامه هاي خويش را پيش ميبردم. بعد از پيروزي مجاهدين و آغاز جنگ هاي داخلي در كابل چه موقف داشتيد، و نسبت با اين كشمكش چه احساس داشتيد در آن وقت؟ يقيناً جنگ هاي داخلي به شيشه اميد هر شهروند ما سنگ بود. يكي از عمده ترين دليلي كه من از بخش نظامي به وزارت خارجه پيوستم و سفير شدم، موضوع جنگ هاي داخلي بود. من بار ها به استاد رباني عذر كردم كه از جنگ دست بكشيد؛ چون در آن وقت هم سمت مشاوريت نظامي را بدوش دشتم و هم سرپرستي گارد رياست جمهوري را، من هيچ دليلي را به جنگ و كشمكش نمي ديدم. و بايد ياد آوري نمايم كه هيچ سهمي در جنگ هاي داخلي نداشتم و نمي خواستم داشته باشم. شمابه عنوان يك فرد تحصيل يافته در بخش نظامي مقصر طرح ريزي جنگ هاي داخلي كي را ميدانستيد؟ در آغاز كه شاهد صحنه بودم و دقيق ميديدم كه چه فاجعه دارد شكل مي گيرد، صد در صد دست كشور پاكستان و كشور عربستان سعودي دخيل بود، مقصر اول در اين قضيه خون هزاران شهروند بيگناه ريخته شد، پاكستان است. عربستان ميليونها دالر پول را مصرف كرد تا مجاهدين را باهم انداخت؛ مقصر اصلي به باور و چشم ديد من دوكشور اسلامي "پاكستان و عربستان سعودي" است. در قدم دوم، افراد و اشخاصي را كه بازيگر سناريوي پاكستان و عربستان بودند مقصر ميدانم. عمده ترين اختلافات شما با رئيس جمهور چه بود كه شما را از پست ولايت بركنار كردند؟ مدت دونيم سال كه در ولايت كاپيسا بودم روي دو بخش كار كردم: يكي، امنيت و ديگر باز سازي. موفقيت ما در راستاي بازسازي، اين بود كه پلان سه ساله انكشافي ساختيم و در اختيار تمام نهاد هاي كمك كننده روان كرديم، بعداً كانفرانس دونرها را تشكيل داديم كه در همين كانفرانس طرح پلان انكشافي را برايشان توضح داديم. در راستاي امنيت هم دست آورد هاي خوبي داشتيم. در رابطه به مسئله برطرفي من از ولايت كاپيسا فقط بيان واقعيت ها بود. من در يك گفتگو با "نيوزويك" از حالت نا بساماني و دگرگوني كشور صحبت كردم، همانطور كه حالا ديده مي شود افغانستان به طرف بحران و بي برنامگي روان است. من در اين گفتگو گفتم: با وجود آنكه ميليون ها دالر كمك در اين كشور سرازير شده هنوز هم افغانستان به طرف فقر و بدبختي روان است. و بعد از سالها جنگ كه اميد به دل مردم راه پيدا كرده بود اما بدبختانه خانه هاي تاريك مردم تاريك ترشده ميرود. بناً من به عنوان يك شهروند، احساس كردم كه بايد آنچه جريان دارد راست بگويم. بدون در نظر گرفتن موقف و پست خود در ولايت. بناً من گفتم كه ادارۀ فعلي، اداره سالم و كارا نيست و فاقد برنامه و هدف است. من نگفتم كه حامد كرزي آدم بدي است، گفتم حكومت كرزي بدون برنامه است. و تيم كرزي مسلكي و كارا نيستند. من گفتم كه ما بهترين اردو و پوليس را داريم. اما از طرف رهبري، قيادت و سوق دادن درست نداريم؛ بناً هميشه در مقابل چند شورشي فراري شكست خورده ايم. من گفتم كه تمام ادارات حكومت به اداره و رهبري درست نياز دارد. به خود ستاني و تك تازي، حكومت ساخته نمي شود. هركس خودش است كه وزير است. اما از پلان وزارت خبري ندارد. من شديداً مخالف موقف بي مسئوليت هستم، اين موضوعات را در نيوزويك بيان داشتم و اين انتقاد من، باعث برطرفي من از پست ولايت كاپيسا شد. طبعاً بيان واقعيت بسيار تلخ است. گفته مي شود شما يكي از ارادت مندهاي استاد رباني هستيد، اما دراين اواخر جمعيت اسلامي به ركود مواجه است، آيا گاهي اين موضوع را با استاد درجريان قرار داده ايد؟ بلي اين موضوع را من هم تأييد مي كنم، كه جمعيت صفوف خود را سازمان نمي دهد. براي من تا حال به عنوان يك پرسش مطرح است. در اين شكي نيست كه من يكي از ارادت مندهاي استاد رباني بودم و هستم. من استاد را به صفت رهبر جهاد و مقاومت احترام دارم. من در هر نشستي كه با استاد رباني داشتم اين مطلب را بيان داشتم كه بايد سازمان دهي خود را آغاز نماييم. به خاطر دست آوردهايي كه در دوران جهاد داشتيم، نبايد بگذاريم كه جمعيت اسلامي ضعيف شود. بايد در نظام سياسي آينده كشور رول عمده داشته باشيم. اما تاحال جواب اين پرسش من در پرده مانده است. به نظر من اين پرسش را اگراز استاد رباني بكنيد بهتر خواهد بود. نظر شما در رابطه به جبهه ملي چگونه است، آيا اين افراد گره گشاي مردم افغانستان شده مي توانند در آينده؟ تشكيل جبهه ملي، خستگي ملت افغانستان را از وضعيت موجود حكومت افغانستان نشان مي دهد. قراريكه ديده مي شود افراد جبهه ملي از چند گروه اند. اين خود نشانه اين است كه از حكومت فعلي همه گروه ها راضي نيستند، بناءً وقت آن رسيده تا به خاطر نجات اين كشور هر كس و با هر انديشه كه هستيم به عنوان شهروند افغانستان كار كنيم به اين خاطر تشكل جبهه ملي كاريست ارزنده و قابل ستايش و من اميدوار هستم كه در آينده جبهه ملي بتواند برمشكلات كشور فايق بيايد. گفته مي شود برخلاف ديگر رهبران شما با احمدشاه مسعود قهرمان ملي كشور، ارتباط كمتر داشتيد آيا درست است؟ يك دليل داشت، آنهم عدم رابطه كاري بود با شهيد مسعود، چون من اكثراً در پاكستان بودم و آنها اينجا بودند. گرچه چندين مرتبه با جناب ايشان ملاقات داشتم، حتا يك مرتبه در رابطه به ساختار گروههاي متحرك در پروان با ايشان برنامه هايي داشتيم، اما مثل ديگر برادران هميشه يك جا نبوديم، چون ساحه كاري ما جدا بود. ديگر كدام مسئله نبود من برايش احترام داشتم و او را به عنوان ستون فقرات مقاومت افغانستان وجهان اسلام مي دانم. شما در انتخابات آينده افغانستان آيا از كدام حزب خاص يا شخصيت مستقل حمايت مي كنيد؟ من عضو جمعيت اسلامي افغانستان هستم و نظرات رهبري جمعيت برايم قابل ارزش است. آنچه جمعيت صلاح ببيند در اين راستا من به آن موافق هستم. در يكي از رسانه به اين موضوع اشاره شده بود كه شما با خارجي ها ارتباط زياد داشتيد دركاپيسا به چه دليلي؟ من با تمام دونرها ارتباط محكم داشتم و ارتباط ما يك ارتباط منظم و پلان شده بود. به خاطر بازسازي وكار ارتباط داشتم ديگر كدام موضوع غير از آن نبود. پلان انكشافي سه ساله تان تطبيق شده يا خير؟ پلان سال اول كه بالاي آن كار كرديم هشتاد در صد تكميل شده بود، اما بعد از اين كه من از ولايت برطرف شدم در طول دوسال به همان شكل مانده و هيچ كاري در كاپيسا صورت نگرفته است. آيا نمي خواهيد دوباره به حكومت كار كنيد؟ تا وقتيكه حكومت به انتقادات من پاسخ ندهد به هيچ وجه همكاري نمي كنم. شما به عنوان حرف آخرتان چيزي گفتني داريد؟ يك گفتني دارم براي شهروندان افغانستان، كه بايد به هر شكل و قيمت كه مي شود در مقابل تعصب مبارزه نماييم. و جاي براي تعصب در بين ما نباشد. چون تعصب را خدا محكوم كرده وما به صفت مسلمان بايد ضد تعصب باشيم. هميشه در تلاش اين باشيم كه چگونه منافع ملي خود را برتر و بالاتر ببريم. تشكر |
| این سایت مربوط به تمام افغانها می باشد. طرح و دیزاین سایت سیدخواجه ایشانی | |||
| © 2009 afghanishani.com | |||